تبليغاتX
نسیم صبح

صبح است ساقیا قدحی پر شراب کن

زیباست ...

شاید شبیه هیچ چیز نیست وقتی که آرام آرام بر شانه های گرم زمین سرد می نشیند

شاید خواب آسمان است در حق زمین که سپید بختی را به او هدیه خواهد داد و شاید روئیای

است که ماه در نبودنش به چراغهای روشن بیداران شب خواهد بخشید و شاید خنده ی بی ریا

و شیرین ستاره ای ست که به محبوب ترین معشوق زمینی اش در لفافه ای از بلور ی ناب تعارف

می کند تا عشق همیشه بی حجاب باشد و در حجاب.

شاید مهربانی خدای است که نوید بخش فردایی است که رویش زیبا ترین گلهای بهار را نوید می دهد

شاید فقط نمایش بخار نفس های است که همدلی را به نمایش می گذارند  تا در  گرمای مهرشان هیچ

سلامی بی پاسخ نماند

شاید ....

هرچه هست از آسمان می جوشد این هدیه ی سپید خدای که خوب می داند چه ها را کجاها  بفرستتد

هرچه هست همین است این بارش زیبای آفرینش

و تماشای آسمان چه زیبایی بی نظیری است

برف می بارد....برف برف برف

|+| نوشته شده توسط سایه سار در جمعه دوازدهم بهمن 1386 ساعت 0:42 |