تبليغاتX
نسیم صبح

صبح است ساقیا قدحی پر شراب کن

داغی در شقایق نیست

غزل با نام سبز دوست امشب هم موافق نيست

تمام واژه ها خون ريختند و باز صادق نيست

مسير واژه هاي من نمي چرخد مگر با درد

نمي رقصد غزل در من كه در بند دقايق نيست

مگر چشمان پر شور تو در من شور انگيزد

كه در اين منظر بي رنگ و رو يك چشم عاشق نيست

طپشهاي غزل گون را دهانت سرخ مي نوشند

كجا بردند ذوقت را كه داغي در شقايق نيست

براي زخم ناسورم كمي مرهم نياوردند

غزل سر رفت و رو در رو بجز ايينه ي دق نيست

|+| نوشته شده توسط سایه سار در چهارشنبه بیست و ششم مهر 1385 ساعت 23:22 |